على محمدى خراسانى
399
شرح منطق مظفر (فارسى)
4 . نظامىها و فرماندهان ميدان جنگ براى بسيج نيروهاى تحت فرماندهى خود . 5 . مبلّغين يك مذهب براى ترويج و اشاعه مذهب و فرهنگ دينى خودشان و . . . حال اين افراد و دستهجات كه ذكر شد و امثال آنان در موارد فراوانى نياز پيدا مىكنند كه جهت رسيدن به اهداف خود و جامهء عمل پوشاندن به آرمانهايشان ، تودههاى مردم را قانع سازند و آنان را با خود همراه سازند و گرنه بدون جلب رضايت آنها هرگز نمىتوانند گامى بردارند . مثلا امروزه اين مطلب در تمامى دنيا براى ما از طريق رسانههاى جمعى دنيا ( راديو و تلويزيون و روزنامهها و مجلّات ) كاملا واضح است كه هميشه در هر كشورى عدّهاى از برنامهء دولتشان ناراضى بوده و در مقام اعتراض و انتقاد برمىآيند و مسئولين ذىربط ناچارند كه مردم را و نمايندگان مردم را توجيه كنند تا سنگاندازى نكنند و بگذارند و بلكه كمك كنند به اينكه برنامههاى آن دولت به سرعت پياده شود و مشكلات اقتصادى و نابسامانىها بر طرف شود . و مىدانيم كه تودههاى مردمى در برابر برهان ، خاضع و خاشع نيستند چون قدرت درك و فهم و حلّ و هضم آن را ندارند ( چنانكه در باب خود گفته شد ) همچنين در برابر استدلال جدلى هم خاضع نيستند و قانع نمىشوند ( زيرا كه مطالب جدلى هم يك سلسله مطالب كلّى است كه اذهان عموم ، از درك و فهم كليّات ، فاصله دارد ) و علّت عدم خضوع آنان در مقابل اين طرق استدلالى ، آن است كه بر جمهور بيش از آنكه عقل و فكر و بصيرت حاكم باشد احساسات و عواطف ، حاكم است و نه تنها غالبا چنين است بلكه هميشه چنين است كه مردم تودههاى كارگر و كشاورز و بازارى و . . . ) صبر و حوصلهء تأمل و انديشه در اطراف استدلالات و بررسى آنها و تشخيص حقّ از باطل را ندارند . بلكه آنان از اين بابت سطحىنگر هستند . لذا راه حكمت و برهان و راه جدال ، براى اقناع آنان ، كارگر و مؤثر نيست . اينجا است كه گروههاى مزبور و هركسى كه درصدد است تا بر جمعيتها تأثير گذاشته و آنان را اقناع كند ناگزير از طىّ طريق ديگرى غير از طريق برهان و جدل است ، و تنها راهى كه آنان را به اهدافشان مىرساند راه پر تأثير خطابه است ( كه در طول تاريخ ، خطبههاى شورانگيز و حماسى تأثيرات شگرفى را برجاى گزارده و جامعهاى را متحوّل ساخته و انقلابات بزرگ و كوچكى را پديد آورده است . همچون خطبههاى